مدح و مناجات با حضرت سیدالشهدا علیهالسلام
پای این سفـره به پـایت چـقـدر افـتادیم ما از آن روز که در بـند تـوأیم آزادیم ما همه گـوشـهنـشـیـنانِ خـرابات توأیم از غـمـت خـانـهخـرابـیـم، ولی آبـادیـم ما محال است که از عشق تو دلسرد شویم ما نـدیـدیـم تو را، بـاز به تـو دل دادیم از تو جز خـوبیِ بـسیار ندیـدیم حسین خـودمـانـیم ولی ما که پُـر از ایـرادیم! ارث اجدادیِ ما نوکـریِ این خـانهست تا ابـد جـیـرهخـورِ خـیرِ هـمان اجدادیم یادی از ما بکنی یا نکنی، حرفی نیست ما به این نـوکـرِ دربارِ تو بودن شادیم پُشت ما که همهجوره به تو گرم است حسین مـا بـدهـکـار شـمـا در هـمـۀ ابـعــادیـم جز همین اشک نـداریم بـرایت چیزی با همین گریه به غمهای تو، از عُبّادیم به خـدا نـام تو هم دیـدۀ مـا را تَر کرد مادرت خواست که در گریه به تو استادیم تـا ابـد گـریـۀ آرام حـرام اسـت بـه مـا سالیانیست که در روضه پُر از فریادیم آب خـوردیم به یـاد جـگـر سـوخـتهات یـادِ خـشـکیِ لـبِ اصـغــرِ تـو افـتـادیم حرمله خیر نبیند که تو را حیران کرد بیش از آن تیر و کمان، دلخور از آن صیادیم |